لطیف
لطیف
ای نو نهال لطف که شد سر به سر لطیف اصلش لطیف و شاخه لطیف و ثمر لطیف
باشد رخش به صورت شمس و قمر شبیه بودی اگر که چهره شمس و قمر لطیف
شاید فرشتهای ز بشر گشته جلوه گر کاین سان نزاده است به عالم بشر لطیف
گفتم فرشته لیک سخن چون به لب رسید گفتا فرشته لعل لبش اینقدر لطیف
وی را دهن چو حقّه یاقوت پر گهر لطفش نگر که حقه لطیف و گهر لطیف
عشقش شرر به دل زد و آگه نشد کسی عشقش لطیف و قلب لطیف و شرر لطیف
کردم قیاس شعر تو مشکوه با شکر شهدش چو شکر است و نباشد شکرلطیف
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 13:53 توسط ابوالفضل امینیان
|