یـازده بـگـذشـت چـون از مـاه ذیـقـعـد الـحـرام گرچه ذی قعد است سازد شیعه بر شادی قیام
زانـکـه بـاشـد روز مــولود امــام انــس و جـــان زاده مـوسی ابـن جعفر آن کریـم ابـن الکرام
قـبـلــه هفـتــم امــام هشتـمیـن سـلـطــان دیــن آن عـلـی ابـن الامـام ابـن الامـام ابـن الامـام
تـا که شد طالع ز نجمه کوکب شمس الشموس گشت روشن مشرق و مغرب از آن بدر تمام
شـد ملـقب بـر رضـا زانـرو کـه انـدر روزگــار شد رضا از حضرتش قلب تمام خاص و عام
ابـر و بـاد و مـاه خـورشیـد و فلک او را مطیـع حـوریـان او را کنـیـز و قــدسیـان او را غـلام
داد نـقـش پــرده را جـان ضیغم درنــده شـد از بـرای جـان خصـم آن ســرور والا مـقــام
گـرکـه حاضر بـود بر فضلش نمودی اعتراف موسـی دریـا شکــاف و عیـسی محیی العظام
عـالـم نـصـرانـی و گبـر و یـهـود و صـائـبـی[1] در محافل جمله را محکوم کرد از یک کلام
شهـر نیـشابـور رَشـک طـور شـد از مقـدمـش کـرده گِـرد محـمـلش جمـع کثیـری ازدحام
تـا کـه طالـع گشـت از محمـل جمـال انورش چهرهای چون آفتاب و گیسوانی مُشک فـام[2]
شـد عیـان بـر خـلـق مـرآت صفـات کبــریــا رنـگ او بـودی شبـیـه حضـرت خـیـر الانـام
از زبـانـی بـانـی ایـن بـزم و اهـل مـحضــرش میکنـد «مشکـوه» بـر دربـار آن سرور سـلام
مدح حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام
بــر گنـبـد منـیـر تـو تـابـیـده آفتـــاب بـر خویـشتـن ز نــور تــو بـالـیـده آفتــاب
تـا آفتاب بـوده در ایـن چـرخ نیلگون چـون آفتــاب روی تــو نـادیــده آفتــاب
یـک ذره نـور گنبد تـو چارمین فلک بـنـمـود زیـب چـهـره و نــامیـده آفتــاب
خورشیـد را نمانـد دگر رونـق بساط روزی که نجـمه مـام تـو زاییـده آفتــاب
[1]. صائبی: کسی را که از دین خود دست بردارد و به دین دیگر درآید.